وقتی داری از دستش میدی - تاریخ: 1405/6/23 ساعت: 4:30
♡ماییم و نیم جانی .. آن هم به لب رسیده ♡ مثـل قهقهه یـه آدم لال وسط نمایش یه آدم کور وقتی داری از دستش میدی... #دلنوشته هراس از دست دادن‌هاست...که آدم را به مرز تحقیر شدن می‌رساند...‏به مرز تن دادن به چیزهایی که باورشان نداری....‏به مرز پذیرفتن کارهایی که دوستشان نداری...‏به مرز نابود شدن، ‏دیده نشد...
وقتی داری از دستش میدی... - تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 3:57
#دلنوشته هراس از دست دادنهاست...که آدم را به مرز تحقیر شدن میرساند...u200fبه مرز تن دادن به چیزهایی که باورشان نداری....u200fبه مرز پذیرفتن کارهایی که دوستشان نداری...u200fبه مرز نابود شدن، u200fدیده نشدن، تنها شدن....پ. ن:  مشکل نبودن آدما نیست. مشکل اون آدمی که انتظارشو داشتی نبوده باشه! درست مثل ...
گندم ممنوعه و تردید حوا... - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:01
کـــار از دلهره ی چیدن یک سیب گذشته است سترون شده باغباغبان مست و کف آلوده دهان در پی مرگ است دواندخترک خنده زنان سیب آفت زده را کوفت به پرهای کلاغقصه ی سیب به افسانه شبیه است ، به افسانه ی آن گندم ممنوعه و تردید حوا...
نوشتن های گذشته - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:01
یادم نمی آید، اولین باری را، که خودم را نوشته ام. از آن روز، همیشه، خودم را، نوشته ام. نشسته ام، حرف هایی را به یاد آورده ام، که نمی دانسته ام چگونه می شود گفت، و می دانسته ام که می شود نوشت. آن وقت ه
من اصلا آدم بد - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:01
معادلات خیلی وقت ها جواب نمی دهند مثلا همین دیروز داشتم فکر می کردم من اصلا آدم بد ! خدایی که تولد مرا بهانه عطای بهشت به مادرم می کند چگونه مرا در جهنمش می سوزاند ؟؟
جوانی هایمان، نمرده باشد - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:01
بیا دوباره خوب نگاه کنیم. آن روزها، همان روزهایی که همه چیز هنوز طبیعی بود، داروی جادویی یا کوفت سحرآمیزی نخوردیم که یادمان نباشد؟ منظورم روزهایی ست که نمی توانستیم خودمان را شخصیتی توی یک رمان بلند ت
غم - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:01
غم وجهه ی ساده ای دارد، می آید در عمق چشم های کسی می نشیند و تا آخر عمر با او می ماند ... دنیای سنگدلی داریم . یک روزی در جایی قرار می گیری که این را زیر پوستت حس می کنی، مثل همین امشب که مجبور شدم عذ
آینه و سنگ - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:01
تو که می دانستی من پر از آینه ام از چه رو سنگ شدی؟
سقوط ت به پایان - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:01
زندگی پر است از این لحظات! فکر می کنی به ته رسیده ای، سقوط ت به پایان رسیده اما از آن زمین سخت خبری نیست، می خوری به یک چیزی شبیه فنر باز برمی گردی به همان خلا . اسمش را که نمی شود گذاشت شروع دوباره،
خاطره های من وتو - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:01
کوچه در تعزیت خاطره های من وتو خنده ی پنجره ای را نخرید به نگاهی نگران دل نسپرد و تنش همسفر عابر تبدار نشدکوچه گویی که دلش بیشتر از من خون
گره - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:01
عشق یعنی دل به دل گره زدن آنطور که با دندان هم باز نشود! دوست داشتن یعنی دل به دل گره زدن آنطور که بعد از کلی کلنجار رفتن با ناخن شاید باز شود!... آنطور که تو دوستم داشتی، نه به دندان نیاز بود و نه به ناخن، کافی بود باد بوزد تا گره ها باز شوند!
تنهایی - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:01
گور پدر اینکه تنهایی پدر آدم را در می آورد!مارتین مک دونا ی عزیز، خیلی متشکرم که "هفت روانی" را ساختی، و متشکرترم که "تام ویتس" را برای بازی انتخاب کردی!... تا منی که می دانم فردا باز با همان دردی که
سروی - تاریخ: 1396/11/30 ساعت: 19:42
لقب:مسی توانایی: خراب کردن بیش از 10 دروازه خالی نام روستا:سرو کلا
امیر رضا رجب پور - تاریخ: 1396/11/30 ساعت: 19:42
لقب ها:رجب جنی_رجب عنکبوتینمره ریاضی :  0/25 (بیست و پنج صدم)تخصص :مسخره بازی+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۶ساعت 16:59&nbsp توسط Binam  |  Let's block ads! (Why?)